اجتماع بازار هرمزگان خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان

اجتماع: بازار هرمزگان خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان قیمت سکه و طلا بازار هرمزگان ربع سکه

طرف مستعفی، خواستار پرده برداری از مانیفست «نواصولگرایی» شده است هست. محمدباقر قالیباف که به نظر یارانش با فداکاری در انتخابات ٩٦ به نفع ابراهیم رئیسی کنار ر

نسخه سردار

نسخه سردار

عبارات مهم : سیاسی

طرف مستعفی، خواستار پرده برداری از مانیفست «نواصولگرایی» شده است هست. محمدباقر قالیباف که به نظر یارانش با فداکاری در انتخابات ٩٦ به نفع ابراهیم رئیسی کنار رفت، از یاران اصولگرایش خواسته است تا هرچه سریع تر به سمت پوست اندازی حرکت کنند.

نسخه سردار

جریان مدافع قالیباف که کناررفتن شهردار پایتخت و اصرار رئیسی به ماندن را اشتباه استراتژیک اصولگرایان می دانند، حالا این حق را جهت خود قائل اند که در مقام مدعی از غلط های این جریان بگویند. محمدباقر قالیباف در نامه ای که دیروز نه خطاب به اصولگرایان یا جریان «جمنا» بلکه «جوانان انقلابی و دلسوز ایران» منتشر کرده، نوشته است: «تغییر اساسی در نحوه کنش جریان اصولگرایی جزء مطالبات امروز هست، باید حرکت در جهت «نو اصولگرایی» هرچه سریع تر شروع شود».

تاریخچه ای جهت پوست اندازی

در دهه ٦٠ دو جریان مهم سیاسی به چپ و راست موسوم بودند. چپ همان خط امامی ها بودند که تا پیش از مجلس چهارم در مجلس و سایر ارکان قدرت دست اوج را داشتند. دولت هم در اختیار آنها بود. بعد از مجلس چهارم و با ظهور دولت سازندگی و از بین بردن آنها از عرصه سیاست، جریان چپ به محاق رفت تا سال ٧٦ که با جریان اصلاحات دوباره زنده شد. جریان موسوم به اصلاحات ولی تفاوت های زیادی با عقبه «خط امامی» خود داشت و در بنیان های فکری سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی خود تحول ایجاد کرده بود.

طرف مستعفی، خواستار پرده برداری از مانیفست «نواصولگرایی» شده است هست. محمدباقر قالیباف که به نظر یارانش با فداکاری در انتخابات ٩٦ به نفع ابراهیم رئیسی کنار ر

تحولی که با خواست بخش زیادی از جامعه به خاص جامعه جوان آن وقت هم همسو بود و به نظر می رسید که قرار است مطالبات این بخش از جامعه را که در انتخابات ٧٦ به این جریان رأی داده بود پیگیری کند. این سو ولی چه رخ داده است؟ جریان راست یا محافظه کار آن دوران بعد از روی کارآمدن دولت اصلاحات، ازدست دادن مجلس و شورای شهر کم کم نامش به اصولگرایی عوض کردن کرد. در واقع این عوض کردن نام واکنشی بود به عوض کردن نام جریان برابر ولی بدون اینکه تحولی در مبانی فکری- سیاسی آن رخ داده باشد. جریان اصولگرایی برعکس با تأکید بر حفظ وضع موجود (نهادها، ساختارها و ارزش ها) اعتقاد بود که قرار است بر مدار اصولی حرکت کند.

بااین حال نگرانی از نحوه بازنمایی این جریان در جامعه و میزان اقبال به آن در مواجهه با اصلاح طلبان و وحشت از شکستی دوباره همواره دغدغه اصولگرایان بوده هست. نتیجه این نگرانی روی آوردن به جریان ها یا پدیده هایی وابسته یا زاییده از درون خود این جریان بود که گاه نام «نواصولگرایی» بر آن قرار داده شده است است.

جریان هایی مانند جمعیت آبادگران یا رهپویان انقلاب اسلامی یا جبهه متأخر پایداری. نماد مشخص این نواصولگرایی را در شخص و جریان احمدی نژاد می توان پی گرفت. این نواصولگرایی در برابر جریان سنتی و غالب مانند حزب مؤتلفه، جامعتین جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قرار داشت. بعدها از دل نواصولگرایی به تعبیر خود اصولگراها «جریان انحرافی» و به تعبیر حامیان احمدی نژاد «گفتمان بهار» متولد شد. نام اصولگرایی اگر بعد از شکست دوم خرداد متولد شد، نام نواصولگرایی هم درست بعد از شکست انتخابات ٩٢ و ٩٦، بخشی از مجلس در ٩٤ و شورای شهر ٩٦ است که دارد مطرح می شود.

نسخه سردار

تعریف نشده

قالیباف در نامه خود هیچ تعریفی از نواصولگرایی ارائه نکرده هست. ننوشته که مقصودش چیست؟ آیا از یک تز سیاسی سخن می گوید یا ایده گفتمانی؟ آیا اصولگرایان به بحران های فکری، اجتماعی، فلسفی و اقتصادی رسیده اند که باید از نواصولگرایی سخن بگویند یا نواصولگرایی صرفا قرار است جهت برون رفت از بن بست سیاسی ای که اصولگرایان در مواجهه با مناصب انتخابی دچارش شده است اند، چاره اندیشی کند.

طرف مستعفی، خواستار پرده برداری از مانیفست «نواصولگرایی» شده است هست. محمدباقر قالیباف که به نظر یارانش با فداکاری در انتخابات ٩٦ به نفع ابراهیم رئیسی کنار ر

نکته درخورتوجه دیگر این است که ایده نواصولگرایی از ناحیه یک سیاست مدار با سابقه نظامی –انتظامی که ١٢ سال سمت اجرائی داشته و اخیرا در انتخابات ناكام بوده بیان می شود، نه از سوی اشخاص تئوریسین این جریان. جهت همین است که قالیباف در ابتدای نامه خود، از ناکارآمدی بخش اجرائی دولت به خاص در زمینه اقتصادی صحبت به میان می آورد، نه از ضعف گفتمانی آن. به نظر می رسد که مراد قالیباف از نواصولگرایی صرفا یک حرکت سیاسی معطوف به تصاحب قوه مجریه است تاجایی که در بیان دغدغه های خود در پی پاسخ به این پرسش است که چرا: «جمهوری اسلامی نتواند {نتوانسته} در دوران بعد از دفاع مقدس حتی یک دولت کارآمد در حل نیازهای مادی و معنوی مردم و نزدیک به افق آرزوی بزرگ های انقلاب اسلامی را تشکیل دهد، چه باید کرد؟». قالیباف در ادامه پرسش هایی مطرح کرده است که لزوما با دغدغه های بخش نخست نامه او همسویی یا همخوانی ندارد.

پرسش های قالیباف

از یک منظر آسیب شناسانه، «اصولگرایی» چه ضعف های ساختاری، عملکردی و رویکردی دارد که باید آنها را اصلاح کرد؟ «نو اصولگرایی» در این سه مورد کدام دغدغه ها را باید مورد توجه قرار دهد؟ چتر نواصولگرایی باید مشمول بر کدام گروه های جامعه باشد؟ چگونه و با چه روشی می توان از اصولگرایی به سمت نواصولگرایی حرکت کرد؟ و اشخاص جدیدی که می توانند این کار را انجام دهند، باید چه خصایصی داشته باشند و نقش جوانان در این روند چیست؟ جایگاه مردم در نواصولگرایی چگونه باید باشد؟ آیا ما نیازمند بازگشت به مردم و توجه به مطالبات و نقش آنها در اداره همه امور نیستیم؟ چگونه می توان بدون چشم پوشی از آرزوی بزرگ ها با واقعیت عوض کردن سبک زندگی طبقه میانگین کنار آمد؟ شیوه تعامل نواصولگرایی با دولت چگونه باید باشد؟ نسبت نواصولگرایی با رهبری انقلاب، نهادهای حاکمیتی و جریان های سیاسی رقیب چگونه باید باشد؟

نسخه سردار

قالیباف در حالی از ضرورت «خودانتقادی» در میان اصولگرایان می گوید و در نامه اش می نویسد: «تصمیم گیری در رأس جریان دچار اختلال است» که گزاره هایی که مطرح می کند، لزوما همسو با پرسش هایی که طرح کرده نیست. مسئله او ظاهرا و صرفا ناکارآمدی دولت است ولی از ایده نواصولگرایی سخن می گوید. مسئله را در ناکارآمدی دولت های بعد از دفاع مقدس مي داند ولی در پرسش هایش پاسخ را در جایی دیگر طلب می کند. در بخش نخست نامه اش هیچ اشاره ای به نارسایی یا ضعف‎های جریان فکری-سیاسی اصولگرایی نمی کند. دلیلی هم در لزوم توضیح وضع موجود نمی بیند. قاعده این است که هنگامی که از نواصولگرایی یعنی لزوم کوچ از اصولگرایی صحبت می شود، ابتدا اوضاع موجود جریان اصولگرایی تشریح شود ولی قالیباف حتی در نامه خودانتقادی هم ترجیح داده است که به دولت اعتدالی حمله کند نه اصولگرایان!

این اشتباهی است که رئیسی هم کرده هست. ابراهیم رئیسی در گفت وگوهایی که بعد از انتخابات داشته راجع به علت شکست خود یا جریان حامی اش حتی نیم نگاهی هم به نقد درونی نداشته است.

او مدام بر کنش رقیب تأکید کرده و مدعی است روحانی با رقیب هراسی عامل شکست او شد. پیش از یک سیاست مدار، یک تحلیلگر و روزنامه نگار اصولگرا هم از نواصولگرایی سخن گفته بود. قالیباف می تواند از این گذشته هم مدد بگیرد. امیر محبیان سال ٩٣ از لزوم عوض کردن در جریان اصولگرایی نوشت و شاخص هایی جهت نواصولگرایی مدنظر خود تعریف کرد. مثل اینکه: «تغییر باید هواداران جناح را درگیر خود کند نه آنکه بر آنها تحمیل شود. مسئولیت ایجاد تغییرات در جناح با کیست؟ نخبگان؛ احزاب یا جوامع روحانی اصولگرا؟ آیا تغییرات باورها را هم در بر می گیرد؟ یا فقط تغییرات ساختاری است؟ یا صرفا بعضی از صورت ها را جابه جا خواهد کرد؟ یا مراجع فکری جناح عوض کردن خواهد کرد؟».

اخبارسیاسی – شرق

واژه های کلیدی: سیاسی | چگونه | قالیباف | انتخابات | اصولگرایان | محمدباقر قالیباف | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs